تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 919137
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



از گره های بیشمار زندگی گله نکن!
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 21 آبان 1395  9:30 PM | نظرات(0)

از گره های بیشمار زندگی گله نکن!
آن بافنده ی آفریننده می داند
حاصلِ صبر بر این گره ها
فرشی گران بها خواهد شد




همه بالا می روند
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 20 آبان 1395  9:55 PM | نظرات(0)

هر کس به طریقی بالا می آید !
یکی پایش را بر سر دیگری می گذارد ...
یکی دستش را در جیب دیگری ..
دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد...
یکی هم پایش را بر روی تمام احساساتش و
وجودش ...
یکی با طنازی و عشوه گری ...
در آخر کسی در جای خود نمی ماند
همه بالا می روند ، مهم این است وقتی به آن
بالا رسیدیم دریابیم چه‌چیزی داریم وچه چیز
را از دست داده ایم !




مردها و زن ها
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 19 آبان 1395  9:40 PM | نظرات(0)

مردها منطقی حرف می‌زنند
ولی احساسی تصمیم می‌گیرند
اما زن ها
احساسی حرف می‌زنند
و مثل یک مامور اعدام
کاری که باید بکنند را می کنند

پيكاسو




صبـــــــر
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 19 آبان 1395  9:34 PM | نظرات(0)

‌تنها زمانى صبور خواهى شد
كه صبر را يک قدرت بدانی
نه يك ضعف
آنچه "ويرانمان"مى كند،
"روزگار"نيست!
حوصله ی "كوچك"
براى "آرزوهاى بزرگ" ماست!!!




اندکی تامل
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 18 آبان 1395  10:03 PM | نظرات(1)

این دو متن کوتاه
ارزش صد بار خوندن داره!

1- از دیگران شکایت نمی کنم
بلکه خودم را تغییر می دهم،
چرا که کفش پوشیدن راحت تر از
فرش کردن دنیاست.

2-مبارزه انسان را داغ می کند
و تجربه انسان را پخته می کند!
هرداغی روزی سرد می شود ولی هیچ پخته اى ديگر خام نمي شود!




سکوت آدمهای خوب...!
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 17 آبان 1395  10:15 PM | نظرات(0)

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی میگشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.

لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد.

گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است!

وقتی به فرد نالایقی خدمت میکنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی.
دنیا پر از تباهی است نه بخاطر آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب...!




حســاب و کتــاب
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 16 آبان 1395  9:41 PM | نظرات(0)

 حاج آقا قرائتی تعریف میکردند که:

فردی گناهکار بود و به او تذکر دادم او هم جواب داد و گفت:
ای بابا حاج آقا فکر کنم تو خدا را نمیشناسی
 خدا خیلی خیلی بخشنده و کریمه!!!

استاد قرائتی هم که الحق و والانصاف استاد مثال هستند پاسخ داد:
 بانکم خیلی خیلی پول داره ولی تو بری بگی بده میده؟؟؟
نه نمیده...!

چون حساب و کتاب داره..




یک تلنگر فکری
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 16 آبان 1395  9:30 PM | نظرات(0)

تعدادی حشره ی کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی  می کردند...

آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند...


ادامه مطلب